::
چند روز قبل در فرودگاه بودم شلوغ بود و انبوهي از ادمها را در تك تك قسمتهاي ان 

مي شد ديد . يك لحظه سرم را بلند كردم و ادمهايي را ديدم كه دارند تقلا مي كنند 

تا حالا دچار اين حس نشده بودم اما براي اولين بار به ذهنم رسيد كه واقعا دنياي ادمها

چقدر با دنياي حيوانات متفاوت است؟ مطمئنم تا كسي اين حس را تجربه نكند نمي تواند 

مقصود مرا دقيقا بفهمد! حركت و جابجايي ادمها تمايل به خوردن يا دفع بغل كردن بچه يا

تلاش براي غذا دادن به او و هزار و يك واكنش ديگر در كنار صداهاي گنگ و مبهمي كه در

فضاهاي انساني وجود دارد چقدر بهتر و با كيفيت تر از زندگي ساير حيواناتي است كه 

به شكل دست جمعي و گروهي زندگي مي كنند؟ حتي حالت صورت و نوع رفتارهاي ناخواسته 

انسانها هم خيلي زياد شبيه حيوانات است.شايد بگوييد كدام حيوان قابليت ساخت و مصرف 

تكنولوژي را دارد يا مي تواند بخواند و بنويسد و فلسفه بافي كند كه باز در اين صورت جواب مي تواند

اين باشد كه انسان به عنوان يك گونه از گونه هاي حيواني توانسته اين قابليت ها را به دست بياورد همان 

منبع : دکتر شادی باباخانی
برچسب ها : ادمها

::
ايا دقت كرده ايد خيلي از ادمهايي كه در طول روز با انها برخورد مي كنيم يا 

از زير نگاهمان مي گذرانيم جه ادمهاي لوس و بي مزه اي هستند؟ شوخي هاي

بي معني مي كنند حرفهاي بي محتوي و تكراري مي زنند تعارفهاي اغراق اميز و دروغين مي كنند 

و خلاصه رفتارها و حركاتشان گاهي چنان غير قابل تحمل و منزجر كننده است كه ناگهان احساس

مي كنيد حالتان از شنيدن و ديدن كارها و رفتارشان دارد بد مي شود اما به خاطر تحمل عقيده مخالف

ناچاريد لبخند بزنيد يا دست كم وانمود كنيد كه از حركات و رفتار انها دجار حس بدي نشده ايد! 

البته اين موضوع نسبي است و ممكن است فردي در مورد خود شما هم دقيقا دچار همين احساس باشد 

گرچه انسانهايي كه هوشي متعادل دارند معمولا سعي مي كنند جوري رفتار كنند كه در يك محيط اجتماعي 

مزاحمت كمتري براي بقيه ايجاد كنند و اصطلاحا سرشان به كار خودشان باشد تا زجر دادن روح و روان بقيه!

اميدوارم روزي برسد كه ادمها اين را بفهمند كه نبايد همين طوري سرشان را بيندازند پايين  و وارد حريم خصوصي 

ديگراني شوند كه شايد علاقه اي به اشتراك گذاشتن لحظه هايشان با انها را ندارند!

شادي باباخاني

منبع : دکتر شادی باباخانی
برچسب ها : كنند ,انها

::
يك دوراني دوران ارمان خواهي و كمال گرايي بود.تلاشها براي اين بود كه بهترين باشي 

و به بهترين چيزها برسي.حتي اگر در اين راه جان را هم مي بايست از دست داد مهم نبود

در راه ارمان بايد از هر چيزي گذشت . اما مثل تمام عصرهاي ديگر اين دوران هم غروب كرد

و انسانهاي ان عصر هم با سر سقوط كردند به دوراني كه در خوشبينانه ترين حالت شايد بتوان

اسمش را گذاشت دوران سرخوردگي يا دوران تلاش براي حفظ حيات و ديگر هيچ! در اين دوران جديد 

ديكر كوچكترين ردپايي از ارمان خواهي باقي نمانده است. انسانها به هر زحمتي است خود را جلو مي كشند

ومي روند تا درجا نزنند! درون هر انساني ان قدر بغض سركوب شده و سرخوردگي انبار شده كه حتي قدرت 

ابراز هم ندارد و تنها ان را با خود حمل مي كند. خيلي ها در همان عصر ارمان گرايي باقي ماندند و عصر 

جديد را نديدندخيلي ها هم در اين عصر باقي مي مانند و عصر بعدي را نخواهند ديد .دنياي غم انگيزي است

شادي باباخاني

منبع : دکتر شادی باباخانی
برچسب ها : دوران ,ارمان ,باقي ,ارمان خواهي

::
امروز در يكي از شبكه هاي اجتماعي سر موضوعي بحث بود البته 

چون موضوع مربوط به كشور امريكا بود بحث به زبان انگليسي بود 

يكي از افراد نظر دهنده امريكايي زير نظري كه من نوشته بودم گفته بود شما 

بهتر است جاي بحث كردن مثل همه زنهاي ايراني همه صورتتان را بپوشانيد و 

بعد يك ام ار اي از مغزهايتان بگيريد كه ببينيد ايا در ان تفكري وجود دارد يا نه!

براي اولين بار بدون كوچكترين ملاحظه اي جواب دادم و گفتم زنان ايراني صورتشان 

را نمي پوشانند و اين نوع حرف زدن تنها نشان دهنده بي سوادي و بي اطلاعي شماست 

تاريخ كشور من انقدر قوي و قدرتمند است كه افرادي مثل تو حتي نمي توانند ان را تصور كنند 

پس بهتر است دهانت را تنها براي توضيحاتي كه مربوط به اين بحث است باز كني و در مسائلي 

كه به تو ارتباطي ندارد دخالت نكني!

اين را نوشتم ولي از شنيدن حرفهاي او دچار احساسي بيشتر از تاسف و تاثر شدم

منبع : دکتر شادی باباخانی
برچسب ها :

::
الان چند روزي است در رسانه ها در مورد حقوق دستفروشان و مخالفت شديد مغازه داران با پديده 

دستفروشي در روزهاي پاياني سال بحث مي شود . از ديد خيلي از مخالفان حضور اين دستفروشها باعث

كسادي كار مغازه داراني مي گردد كه چشم به روزهاي پاياني سال دارند براي فرار از ركودي كه مدتهاست

اقتصاد دنيا را گرفتار كرده است! من كاري به جنبه هاي قانوني اين مساله ندارم اما از لحاظ اخلاقي و وجداني

حس مي كنم كه اين افراد يعني دستفروشها جزو اقشاري از جامعه هستند كه بايد به حقوق شهروندي انها هم توجه

كرد. اغلب اين افراد جوان هستند و گاهي تحصيلات ليسانس يا حتي فوق ليسانس دارند اما بيكارند و با اجبار و نه با 

اختيار به اين شغل رو اورده اند. به نظرم انها هم به عنوان شهروند اين جامعه بايد سهمي داشته باشند به عنوان يك ايراني

و مخالفان به اين فكر كنند كه در صورتي كه اين راه تلاش براي حيات هم از انها گرفته شود واقعا چه راه ديگري برايشان 

مي ماند جز دزدي اعتياد يا خودكشي و خودسوزي؟ 

در يك جامعه  هرگز نمي توان احساس خوشبختي داشت در صورتي كه افراد زيادي بدبخت باشند

شادي باباخاني

منبع : دکتر شادی باباخانی
برچسب ها : انها ,جامعه ,افراد ,روزهاي پاياني

::
تقليد كردن كه به احتمال زياد از اجداد غير انسانمان به ما به ارث رسيده يكي از 

خواص ژنتيكي انسان است اما گاهي ابعاد ان چنان وسيع مي شود كه حس بدي 

را به افرادي كه از انها تقليد شده يا از نسخه اوريجينال ان اتفاق با خبرند القا مي كند

مصداق عيني تقليد اين روزها در همه جا قابل مشاهده است مثلا چندي قبل هيلاري كلينتن در تبليغات 

انتخاباتي خود با سه بچه وارد بحث مي شود البته خود اين حركت به اندازه كافي لوس و نمايشي بود اما 

وقتي چند روز قبل يكي از زنان كانديداي مجلس فيلمي از خودش منتشر كرد كه در ان به تقليد از او با چند بچه

وارد صحبت شده بود حسي چند برابر بدتر را ايجاد كرد كه قابل بيان و تصور نيست

چندي قبل مسي با حركتي نمايشي پنالتي را به سوارز پاس داد تا او گلزني كند و درست بعد از ان بازيكنان چند 

تيم در ايران در تمريناتشان اين حركت را تمرين كردند تا اگر فرصت پيدا كردند ان را انجام دهند!!

در تلويزيون و سينماي ايران امار اين تقليدها انقدر بالاست كه حسابش از شمردن خارج شده ودر اخرين نمونه

سريالي از تلويزيون پخش مي شود كه در ان با كپي از سريال ٢٤ ويروس خطرناكي از مرز افغانستان وارد ايران

شده!

منبع : دکتر شادی باباخانی
برچسب ها : تقليد

::
در سريال بازي تاج و تخت ديالوگ جالبي هست كه در ان يكي از

ديگري مي پرسد تا حالا ادم كشتي ؟ راستش نه!تا وقتي انجامش ندادي ممكنه عجيب به نظر بياد اما 

به محض اينكه اولين ادم را بكشي مي بيني خيلي هم كار عجيبي نيست دقيقا مثل اينه كه يك كيسه پر 

از گوشت و استخوان را متلاشي كني و وقتي اتفاق افتاد تازه مي بيني كه چيزي كه از بين رفته تنها يك كيسه 

گوشتي است !

اگر بحث روح انسان و پيچيدگيهاي ان را كنار بگذاريم شايد بشود گفت واقعيت وجود انسان دقيقا همين توصيف 

بالاست يعني يك كيسه پر از گوشت و خون و استخوان ! واقعيت وقتي قابل درك تر مي شود كه به اين فكر كنيم كه 

ما يعني انسانها اين كيسه گوشتي مربوط به بقيه جانواران را هر روز كباب مي كنيم يا به سيخ مي كشيم و با لذت 

قورت مي دهيم ! اگر از اين ديدگاه به قضيه نگاه كنيم شايد تاريخ سازي تلاش براي ساختن جوامع متمدن و هزار يك 

فلسفه ديگر يك دفعه مضحك به نظر برسد مگر اينكه روح انسان را وارد ماجرا كنيم و همه بار انسانيت را به دوش ان 

بگذاريم و البته فرض كنيم اين روح تنها منحصر به انسان است نه ساير جانداران كره زمين و ساير بخشهاي كهكشان

شادي باباخاني

منبع : دکتر شادی باباخانی
برچسب ها : كنيم ,انسان ,كيسه ,وقتي

::
يك دوره از زندگي من با اين خط فكري دنبال مي شد كه 

مردم مجازي يعني دست كم انهايي كه به فضاهاي مجازي فيلتر شده 

دسترسي دارند يك سر و گردن بالاتر از انهايي هستند كه انها را در كوچه و خيابان 

يا ميهمانيها و رستورانها مي بينيم يعني حضور در فضاهاي مجازي باعث شده 

اين افراد حداقل قبل از صحبت كردن كمي فكر كنند يا از ادبيات كوچه بازاري كمتر 

استفاده كنند اما از انجايي كه انسان در مورد هر چيزي يقين داشته باشد روزگار او 

را در معرض حوادثي قرار مي دهد كه اين يقين صددرصد تبديل به انكار شود در مورد 

اين موضوع هم دقيقا همين طور شد! چند ماه قبل كه مهران مديري سريال مزخرف در حاشيه 

را ساخت و اخبار ان به شبكه هاي مجازي رسيد ناگهان اين مردمي كه من هميشه در ذهنم روي 

انها خيلي حساب مي كردم ناگهان تبديل به موجوداتي شدند كه با درنده خويي و دندانهاي تيز كرده

شروع به حمله و فحاشي كردند و چنان حركات زننده اي نشان دادند كه واژه مردم در ذهن من تبديل به 

منبع : دکتر شادی باباخانی
برچسب ها : مجازي ,تبديل ,فضاهاي مجازي

::
ديشب رفتيم سينما!

معمولا اسم يك فيلم يكي از فاكتورهايي است كه من ان را براي انتخاب ان 

لحاظ مي كنم و نام فيلم ديشب در مدت معلوم بود و همان طور كه همان ابتداي فيلم 

حدس زدم فيلم در مورد صيغه بود.

پسر جواني كتابي نوشته بود در مورد فوايد و ضرورت صيغه و در تمام فيلم با اين 

موضوع كشمكش داشت اما جالبترين بخش فيلم سكانس نهايي ان بود كه بالاخره به 

ارزوي خود رسيد و با زني كه استاد دانشگاه و مطلقه بود براي انجام صيغه به توافق رسيد

نمي دانم من خيلي از تحركات اجتماعي عقب مانده ام يا اخيرا جامعه ايران بيش از حد روشنفكر

شده اما به هر حال با ديدن اين فيلم فهميدم كه دست كم وزارت ارشاد با اين موضوع خيلي روشنفكرانه

بر خورد كرده كه به ان مجوز نمايش داده است! 

اما چيزي كه هنوز براي من جاي سوال دارد اين است كه اگر صيغه خوب است چرا هر چند وقت يك بار 

منبع : دکتر شادی باباخانی
برچسب ها : فيلم ,صيغه

::
امروز داشتم كتابخانه ام را مرتب مي كردم كتاب ادبيات 

پيش دانشگاهي ام را پيدا كردم . به جرات مي توانم بگويم كه فوق العاده كتاب خوب و كاملي بود 

و چه خاطرات خوبي از ان روزها را در ذهنم زنده كرد. ياد معلم ادبياتم افتادم كه هميشه مرا 

براي خواندن متن هاي طولاني انتخاب مي كرد و من كه اماده خواندن بودم متن ها را مي خواندم 

و بيشتر و بيشتر عاشق ادبيات مي شدم. 

از داستان عينك شلوارهاي وصله دار رسول پرويزي  گرفته تا شعر ياد ار زشمع مرده يار علي

اكبر دهخدا از پله پله تا ملاقات خدا از عبدالحسن زرين كوب تا روزهاي محمد علي اسلامي ندوشن و 

از پاريز تا پاريس باستاني پاريزي و ...

كتاب را كنار تختم گذاشتم تا در اولين فرصت ان را دوباره مرور كنم 

شادي باباخاني

منبع : دکتر شادی باباخانی
برچسب ها : كتاب